time
فصل امتحانا شده ولی من اصلا حس درس خوندن ندارم نمیدونم چی کار کنم اصلا حسش نمیاد. حالا اگه تو ترم خونده بودم میشد یه کاری کرد ولی از اول ترم هم لای هیچ کتابی رو باز نکردم امروز یکی از بچه ها گفت زهره بده کتابت رو ببینم تمرین فلان صفحه رو میخوام اینقدر همه درسام مونده اصلا نمی دونم باید از کجا شروع کنم تازه دو تا از پروزه هام هم موندن (مادر جان) دیگه جونم براتون بگه همه چی قاطی پاتی شده بلاخره ما موندیمو جهادی بزرگ در گرفتن نمره ی قبولی و پاس کردنه این ترم فعلا بای بای
![]()
گفتم کامل نیس
گفت بده حالا بعد دادم بهش روکردبهم
گفت به تو هم میگن دانشجو چرا اینقدر کتابت نو و سفیده چرا هیچی توش ننوشتی
.![]()
.فامیل و بستگان محترم هم که دیگه بچه هاشون مدرسه نمیرن و بیکارن هی میان به ما سر میزنن برا اینکه یه وقت دلمون براشون تنگ نشه خدایی نکرده
یه دو دقیقه هم که میری تو اتاق بدرسی همه هی صدا میکنن زهره درسات تموم نشد بیا بیرون بابا چقدر درس میخونی
(واقعیتش من مهمون خونمون باشه اصلا نمیتونم برم بدرسم میترسم خبری یا چیزی بگن و من بیخبر بمونم زبونم لال
فقط بعضی وقتایهو دلم شور میزنه میرم تو اتاق که صدام میکنن
)
البته با کمک های غیبی
و کمک حتمیه الله
و دعای شما دوستان عزیز![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |
